سلام
بعضی وقتها که تو خودم می روم و یه کمی از درون به درونم نگاه می کنم از خودم می پرسم که چرا زنده هستم ؟
چرا زندگی می کنم ؟ اصلا هدف از این فعالیت و کار کردن چیه ؟ بعد از این همه کار و زندگی کردن چی می شه ؟ چرا باید خوشحال بشم ؟ چرا باید کسی رو خوشحال کنم ؟
به احتمال زیاد این سوال هم برای شما پیش آمده . همه ما انسانیم و درون خودمون هم چیزی هست که اگه یه کم بش دقت بکنیم می بینیم که این سوال ها خیلی پیدا می شه . اما چرا همیشه به این سوالها توجه نداریم و از همه مهمتر چرا بدنبال جواب این سوال ها نیستیم
؟ بله ما غرق در دنیای مادی خودمون شدیم غرق این همه فعالیتی که بعضا نمی دونیم برای چی انجام می دیم 
؟ هدف از این همه فعالیت چیه ؟ و از ا اون سوال ها مهمتر اینه که هدف زندگی چیه ؟ خیلی سوال مهمی ها ! قراره هدف زندگی مشخص باشه . اگه هدف مشخص شد کارها مون هم باید بر اساس اون برنامه ریزی کنیم . بعضی ها هدف خیلی پایینی دارن ، کار می کنن که مثلا نون زن و بچه رو بدن و جالب اینکه تمام امید زندگی شون زن و بچه یا پدر و مادره . حالا یه سوال اگه زن و بچه و یا پدر و مادر از دست برن (که بالاخره همه ما رفتنی هستیم !) اون وقت شما هم هدفی برای زندگی نخواهید داشت . اصلا اونایی که زن و بجه یا بابا ننه ندارن ، به چه امیدی زنده هستن ؟ برگردیم به همون بحث هدف :باید ببینیم حقیقتا و واقعا انسان برای چی زنده هست و زندگی می کنه ؟ بایدهدف واقعی رو پیدا کنیم . اما جوابش . واقعا هدف چیه ؟ رفاه ؟ پول ؟ آرامش ؟ قدرت ؟علم ؟ عزت ؟ خونواده ؟ یا همش ؟ یا یه چیزیه فراتر از اینا ؟ جوابش خیلی مهمه با پیدا کردن جوابش تمام کارها بلکه زندگی مون معنا پیدا می کنه ، یه آرامش خاصی پیدا می کنیم
.اما وای به روزی که جواب رو پیدا نکنیم . اضطراب عجیبی انسان رو می گیره
. این هم نکته عجیبه که چرا انسان با پیدا نکردن هدف زندگی مضطرب می شه
؟ بعضی آدما هم به گمون خودشون هدف رو پیدا کردن اما بازم مضطرب هستن . دلیلش اینه هدفی رو که دارن هدف واقعی انسان نیست . واسه همین هم دل نگرون هستن . حالا بعضی ها هستن که جواب این سوال رو پیدا کردن که خوش بحالشون
، ما رو هم راهنمایی کنن بعضی ها هم هستن که نه ، با اینکه این سوالها دیونشون کرده اما دنبال جواب نیستن که البته این هم در جای خود نکته مهمیه که باز هم این سوال تو ذهنش هست و بی خیالشون نیستن ، بعضی ها که اصلا پپه تشریف دارن
از اساس بی خیال هدف و این جور چیزها هستن . جدا نمی دونم این دسته آخری به چه امیدی زندگی میکنن ؟ البته کم هستن اینجور آدما ! خوب دسته دومی می خوام یه 2 دقیقه نه یک دقیقه فکر کنن و ما رو هم از این آشفتگی شدید رها کنن . البته بنده بنده شخصا به چیزایی رسیدم که اگه شد بعدا می گم
. . اما یه نکته مهم اینکه : همون طور که سوالها از درون تولید می شه جوابا رو هم از درون می شه ساخت . درون انسان یه کار خونه از تولید به مصرف واقعیه (بعدا در این مورد بیشتر بحث می کنیم )
منتظر جواباتون هستم .
|
|